الشيخ رسول جعفريان
189
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
مراسم حج ، با تبديل عمرهء تمتع به عمرهء مفرده عازم عراق گرديد . لحظهاى تأخير مىتوانست وضع عراق را ديگرگون كند . اضافه بر اين احتمال ترور امام در مكه وجود داشته و ماندن حضرت در مكه به هيچ صورتى مصلحت نبود . گفتهاند همراهان امام هشتاد نفر بودند ؛ اما از پارهاى اخبار ديگر چنين بر مىآيد كه تعداد بيش از اين بوده است . به احتمال رقم مزبور مربوط به كسانى كه است كه تا كربلا همراه امام ماندند . اولين برخورد امام در طول راه برخورد با كاروانى بود كه از يمن به سمت شام حركت مىكرد . اين كاروان هدايايى را براى دربار يزيد به شام مىبرد . امام كاروان هدايا را تصرف كرد و از افراد آن نيز دعوت كرد تا در صورت تمايل همراه او به عراق بيايند ، در غير اين صورت بازگردند . « 1 » امام از منطقهء نعيم ، كه در آن با كاروان برخورد كرده بود ، به سمت الصفاح حركت كرد . در آنجا بود كه با فرزدق - كه آن زمان شاعرى جوان بود - برخورد كرد . او در پاسخ سؤال امام از وضع كوفه گفت : « قلوب الناس معك و سيوفهم عليك » . منطقهء بعدى ، بطن الرّمه بود . در آنجا ضمن نوشتن نامهاى به مردم كوفه ، با اشاره به نامهء مسلم ، از آنها خواست آمادهء ورود او باشند . « 2 » اين نامه به دست قيس بن مسهر سپرده شد تا آن را به مردم كوفه برساند . او در راه با سپاه حصين بن نمير مواجه شده و توسط آنها دستگير گرديد . قيس در همان دم نامه را خورد و پس از آن در كوفه به دست ابن زياد به شهادت رسيد . امام حسين عليه السّلام در منطقهء بعدى كه زدود ناميده مىشد ، با زهير بن قين برخورد كرد . زهير با اين كه عثمانى بود ، با توجه به دعوت امام و نيز تحريك همسرش ، به صورت يكى از ياران صميمى امام در آمد . او همچنين از دوستانش خواست تا هر كدام دوستدار شهادت هستند با او بيايند ، در غير اين صورت به راه خويش به طرف مكه ادامه دهند . « 3 » در منطقهء ذات عرق بود كه شخصى از بنى اسد پيام شهادت هانى و مسلم را به
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 164 ؛ اخبار الطوال ، ص 245 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، صص 290 - 289 ( 2 ) . اخبار الطوال ، ص 245 ( 3 ) . همان ، ص 247